السيد الطباطبائي
145
مجموعه رسائل ( فارسى )
همه جانداران متولد از نطفه نيز خلقتشان به زمين منتهى مىشود ، در اين صورت معناى آيه چنين مىشود كه وضع عيسى كه پدر ندارد مانند وضع آدم است كه از خاك خلق شده است ، همچنان كه همه مردم نيز چنيناند . روشن است كه در اين صورت ، ديگر آدم خصوصيتى ندارد ، تا به خاطر آن عيسى را با وى مقايسه كنند ، و در نتيجه آيه شريفه بىمعنا مىشود ، يعنى احتجاج عليه نصارى و پاسخ به دليل آنان نمىشود . با اين بيان روشن مىگردد كه تمامى آيات قرآنى كه از خلقت آدم از « تراب » ، و يا گل يا امثال آن خبر مىدهد ، همه بر مدعاى ما دلالت مىكند ، يعنى مىفهماند كه خلقت او « آنى » ، و بدون گذشت زمان و بدون پدر و مادر بوده و گرنه همانطور كه گفتيم ، ديگر براى آدم خصوصيتى نمىماند كه تنها خلقت او را مطرح سازد ، و بفرمايد من او را از خاك يا گل خلق كردهام ، چون در اين صورت تمامى حيوانات و انسانها نيز خلقتشان به گل و خاك برمىگردد . پس اگر در قرآن آمده : « إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ » و يا « وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِينٍ » ، همه دلالت بر اين نكته دارد كه خلقت آدم با خلقت ساير افراد بشر و ساير جانداران فرق داشته است . نظريهها و فرضيههاى مختلف در اين باره ، از آن جمله فرضيه « تطور انواع » منطقى نيست . و اما اين كه بعضى گفتهاند : مراد از آدم ، آدم نوعى ، يعنى جنس و طبيعت انسان خارجى است كه در همه افراد هست ، نه آدم شخصى و مراد از اين كه افراد انسان « بنى آدم » هستند ، اين است كه افراد اين نوع تكثير و اضافه شده چون قيود زيادى منضم به آن گشته و داستان داخل شدن آدم در بهشت و سپس بيرون شدنش به اغواى شيطان ، و نافرمانى كردن او ، يك تمثيل تخيلى است ، تا بفهماند اين نوع جاندار فى نفسه چه مكانتى دارد ؟ و چقدر مقرب به درگاه خداست و وقتى دنبال هواى نفس را مىگيرد ، و ابليس را اطاعت مىكند ، تا چه درجه پايين مىآيد ؟ سخنى است كه با آيه